جدیدترین ها

شهادت و فضیلت

۳۴۰۴۲۶_۱۸۳۵

شهادت مظلومانه

با این که امام کاظم علیه السلام در زندان و در سخت ترین شرایط به سر می برد، هارون نتوانست وجود امام علیه السلام را تحمل کند. سرانجام مقداری خرما طلبید و با سوزن و نخ زهر آلود، آن را زهر آگین نمود؛ سپس امام علیه السلام را مجبور به خوردن خرماهای سمی نمود. طولی نکشید که امام علیه السلام مسموم و شهید گشت.
هنگامی که امام علیه السلام از دنیا رفت، بدن آن حضرت را روی پل بغداد نهادند، و به مردم اعلام می کردند که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفته است. مردم می آمدند و بدن مطهر آن حضرت را می دیدند و گفته ی هارونیان را باور می کردند. چند نفر از شیعیان مخلص از این همه اصرار دستگاه خلافت و تبلیغ آنان برای طبیعی جلوه دادن مرگ امام علیه السلام به شک افتادند. آن چند نفر شیعه ی مخلص و آگاه گفتند: « امام متصرف عالم هستی است و زنده و مرده ی او یکسان است. از او می پرسیم آیا او را شهید کرده اند یا این که به مرگ طبیعی رحلت نموده است. » پس غسل کردند و دو رکعت نماز خواندند. با کمال ادب در مقابل جنازه پاک ایستادند و پرسیدند: « آقا جان! چگونه رحلت فرمودی؟ » آن حضرت در حضور جمع بسیاری با کمال وضوح فرمود: « قتلا، قتلا، سما، سما ». « مرا با زهر، مسموم وشهید کردند. » و این جمله را سه مرتبه تکرار فرمود.

شیخ حر عاملی، اثباه الهداه، ج ۳، ص ۲۱۲.

 

 

تکلم به زبان فارسی

ابوحمزه گوید: روزی شخصی از اهل خراسان بر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام وارد شد و با حضرت به لسان عربی مشغول صحبت شد. امام علیه السلام چون متوجه شد که او از اهل خراسان است به زبان فارسی فصیح جواب مرد خراسانی را داد. خراسانی با تعجب عرض کرد: « من خیال کردم که شما قدرت تکلم به زبان فارسی را ندارید. لذا با شما عربی سخن گفتم. » حضرت علیه السلام لبخندی زده و فرمودند: « اگر من قدرت تکلم بر هر زبانی نداشته باشم پس من چه فضیلت بر شما خواهم داشت. »
آنگاه حضرت رو به ابوحمزه نمود و فرمود: « هر کس نتواند با تمام لغات انسانی بلکه لغات حیوانات و طیور صحبت کند او امام نخواهد بود بلکه دروغگوست ».

منهاج الولایه، قرنی، ص ۴۶۵.

 

 

شهادت درخت به امامت امام کاظم

در عصر امام کاظم علیه السلام در مدینه، مردی بود بسیار پارسا و اهل عبادت و بسیار شجاع، به گونه ای که طاغوت از او واهمه داشت. روزی نزد امام کاظم علیه السلام آمد و مسائلی را پرسید و جواب شنید. مرد زاهد که سخت تحت تأثیر بیانات شیوا و محکم امام علیه السلام قرار گرفته بود و حقانیت امام برایش روشن شده بود از حضرت سؤال کرد: « اکنون امام به حق کیست؟ » امام علیه السلام فرمود: « اکنون امام به حق من هستم. » مرد عابد گفت: « حجت و دلیلی بر من نشان دهید ». حضرت به درختی که در آنجا بود اشاره کرد و فرمود: « نزد آن درخت برو و به او بگو موسی بن جعفر می گوید؛ نزد من بیا »! مرد عابد نزد درخت رفت و پیام امام علیه السلام را ابلاغ کرد. ناگهان درخت زمین را شکافت و پیش آمد و در برابر امام کاظم علیه السلام ایستاد. آنگاه امام علیه السلام به درخت اشاره فرمود که به جای خود برگردد و درخت چنین کرد. در این هنگام مرد عابد به امامت امام کاظم علیه السلام اعتراف نمود.

اصول کافی، ج ۱، ص ۳۵۲.

 

درباره ی satam20

همچنین ببینید

عامل زندان رفتن موسی بن جعفر(علیهما السلام)

  علی بن جعفر برادر امام کاظم «علیه السلام» و محمد بن اسماعیل برادر زاده …

دیدگاه بگذارید

avatar
نوع:   جدید | قدیم | تاریخ
نیازمند

زیبا بود.

اس پیس

سلام
کاش اس ام اس برا شهادت هم میزاشتید
خیلی خوب میشد.

wpDiscuz