جدیدترین ها

زایمان شیر

 

n00021313-b

 

علی بن ابوحمزه بطائنی چنین حکایت کرده:

روزی حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) سوار بر قاطر از شهر مدینه به سمت مزرعه اش در حرکت بودند و من هم سوار بر مرکب خویش وی را همراهی می کردم.

کمی که از شهر فاصله گرفتیم، ناگهان شیری سر راه ما قرار گرفت، من ترسیده بودم، ولیکن شیر به حضرت نزدیک شد و با حالت ذلّت مشغول همهمه ای شد.

امام موسی کاظم (علیه السلام) ایستاد و شیر دست های خود را بلند کرده و بر روی قاطر قرار داد.

من به گمان اینکه شیر می خواهد حمله کند، برای جان آن حضرت ترسیدم و سخت نگران شدم.

کمی بعد شیر دست هایش را روی زمین گذاشت؛ در این هنگام حضرت روی مبارک خود را به سمت قبله نمودند و دعائی را زمزمه کردند، ولی من چیزی از آن را متوجّه نشدم.

پس از آن شیر همهمه ای کرد و حضرت آمین فرمود؛ و به شیر اشاره کرد: برو.

بعد از رفتن شیر حضرت به راه خود ادامه داد؛ وقتی که از آن محل دور شدیم از حضرت پرسیدم: یا ابن رسول الله! فدایت شوم، شیر چه کاری داشت؟ من خیلی برای جان شما وخودم ترسیده بودم و از این برخورد در تعجب و حیرت هستم.

امام کاظم(علیه السلام) فرمودند: آن شیر همسری بارداری داشت که زمان زایمانش فرا رسیده بود و درد سختی را تحمل می کرد. به همین خاطر نزد من آمده بود تا برایش دعا کنم که به آسانی زایمان کند و من هم در حقش دعا کردم.

و بعد از این که دعا به پایان رسید، به شیر گفنم: برو، شیر گفت: خداوند هیچ درّنده ای را بر تو و ذریّه و شیعیانت مسلّط نگرداند؛ و من گفتم:آمین.

الخرائج و الجرایح: ج۲، ص ۶۴۹، ح۱- بحار الأنوار،ج ۴۸، ص۵۸، ح۶۷٫

درباره ی satam20

همچنین ببینید

عامل زندان رفتن موسی بن جعفر(علیهما السلام)

  علی بن جعفر برادر امام کاظم «علیه السلام» و محمد بن اسماعیل برادر زاده …

دیدگاه بگذارید

avatar
نوع:   جدید | قدیم | تاریخ
milad

خیلی باحال بود گفتن جالبه بخون ما هم خوندیم
ممنون از سایت خوبتون

wpDiscuz